دانشگاههای پیشنهادی برای کارشناسی ارشد

فوریه 4, 2011 ۱ دیدگاه

برای کسانی که بنا به دلایلی می خوان یه فوق لیسانس فاینانس یا اقتصاد توی اروپا بگیرن و قصد ادامه تحصیل برای دکترا در یک دانشگاه خیلی خوب رو دارند، پیشنهاد من دانشگاههای زیر هست:

1-      Amsterdam School of Business

2-      Tilberg University

3-      Napels University

این بدین معنی نیست که اینها بهترین موسسات اروپایی هستند ولی بنا به دلایلی احتمال پذیرفته شدن در یک برنامه دکترا در دانشگاههای تراز اول توی این دانشگاهها بنظرم مخصوصا برای ایرانی ها بسیار آسونتر از جاهای دیگه هست. امتحان کنید و نتیجه شو ببینید.

دسته‌ها:عمومی

چند تا خبر

دسامبر 16, 2010 2 دیدگاه

دو خبر خوب:

1-      بالاخره خانه فاینانس سوئد هم مجوز و سرمایه مورد نیازش داده شد و خوب طبق انتظار دانشگاه ما برنده این مسابقه بود. بودجه و امکاناتی که این طرح برای دانشگاه فراهم می کنه آینده اینجا رو بشدت بهبود خواهد داد. شما هم در خوشحالی ما شریک بشید!

2-      تابستان آینده ما میزبان کنفرانس European Finance Association خواهیم بود. دوستانی که احیانا مقاله ای دارند تا پانزدهم فوریه وقت دارند که مقاله شون رو بفرستند. فکر نمی کنم شهری به زیبایی استکهلم توی تابستون پیدا کنید. پس بجای 14 ساعت، 17 ساعت در روز کار کنید و مقاله رو تموم کنید و بفرستید!

یک خبر بد:

اینجا هم بالاخره یه چیز غیر عادی اتفاق افتاد. بمب منفجر کردند وای فقط خود شخص بمب گذار مرد. دو نفر هم یه خورده زخمی شدند ولی از اونجا که بمب برای سوئدی ها خیلی چیز عجیبیه بعد از چندین و چند روز هنوز هم توی روزنامه ها بصورت جدی در حال بحث هست. متاسفانه احتمال بد شدن وضعیت برای مسلمانهای اینجا هم هست از اونجا که شواهدی هست که هدف بمب گذاران چیزی در راستای دفاع از آرمانهای اسلام بوده.

خوب فهمیدیم که این یه جورایی اولین بمب گذاری در طول سالیان سال در اینجا بوده. حالا احتمال اینکه من دقیقا در فاصله خیلی نزدیک از محل واقع بوده باشم چقدره؟؟ تقریبا صفر. مگه نه؟ ولی واقعیت اینطور نبود!

دسته‌ها:عمومی

قماربازی

اکتبر 9, 2010 7 دیدگاه

همه می دونیم که درآمد انتظاری قماربازی منفی هست. پس چرا بعضی ها قمار بازی می کنند؟ معمولا دو سری جواب برای چنین سوالی داده می شه. یکی اینکه قماربازها عاقل نیستند و حواسشون نیست چی کار می کنند. دومی هم که معمولا مربوط به سری آدمهایی که یه سری درسهای اقتصاد هم پاس کردن اینه که بعلت تمایل اونها به ریسک و اینکه آدمهای ریسک دوستی هستند، سود برنده شدن رو خیلی بیشتر از ضرر باختن ارزیابی می کنند. مثلا ممکنه یک لاتاری که درآمد انتظاری 10 دلار داره رو به دریافت 15 دلار بصورت نقد و قطعی ترجیح بدن.

بنظر من هیچ کدوم از این دو جواب قابل قبولی نیستند. من فکر می کنم کسانی که می رن لاس وگاس بخاطر ملاحظات مالی نیست که می رن. در واقع من قمار بازی رو بیشتر به مثابه یک سرویس می بینم که قماربازها از اون لذت می برن و قیمتش رو هم می پردازند. بودن در یک هتل مجلل با آدمهایی از یک کلاس ویژه و پوشیدن لباسهای خاص و … هست که منبع کسب مطلوبیت هست.

حداقل یک دلیل ساده هم در حمایت از این استدلال دارم. اگه قماربازی دلیل مالی داشت، بعد از پیدایش اینترنت و اینکه هزینه مشارکت در قماربازی از طریق اینترنت بسیار بسیار بسیار کمتر از قماربازی در لاس وگاس هست، باید همه قمارخونه ها تعطیل می کردن.

داستان استیو لویت راجع به Drug dealers  البته متفاوت ولی یه جورایی شبیه به این هست. توی کتاب Freakonomics می تونید بخونید که چرا با اینکه این گروه وضعیت خیلی بدی دارند (حدود 98 درصدشون اگه اشتباه نکنم) همچنان افراد وارد این حرفه می شن.

و در نهایت یه جورایی هم به رای دادن شبیه هست. خیلی از اقتصاددونا سعی کرده اند که منافع مالی رای دادن رو بیارن وسط و نشون بدن که چرا مردم رای می دن. ولی یکی از مسائل مهمی که مردم رای میدن بدلیل اثرات جانبی حاصل از ملاقات همدیگه و اینکه بقیه هم منو می بینن که رای می دم و نشون دادن … هست. یه تحقیق هم هست که نشون می ده وقتی بصورت تصادفی رای دادن پستی به یک گروه ارائه شد که می تونستند رایشون رو پست کنند و نیازی به حضور در محل نبود، درصد مشارکت کمتر شد!

پ.ن: صحبت های یکی از اساتید هاوارد که هفته پیش اینجا بود منو به یاد این انداخت که چنین پستی بنویسم.

دسته‌ها:عمومی

Bail-out

سپتامبر 25, 2010 11 دیدگاه

یکی از بحث های مخالفان Bailout  اینه که می گن دولت نباید پول مالیاتی که مردم پرداخت کرده اند رو بابت ندانم کاریهای (!) دیگران بهشون پرداخت کنه. فرض کنید که حتی بحث سرایت بحران (Contagion)  هم به جاهای دیگه هم مطرح نیست. حتی در این حالت هم یکی از طرفدارای Bailout می تونه استدلال زیر رو مطرح کنه.

فرض کنید که دولت Bailout رو بصورت خرید سهام اون شرکت انجام می ده. در حالت حدی اون فرض کنید که دولت اون شرکت رو کاملا می خره. از اونجا که قیمت اون در حالت نزدیک به ورشکستگی خیلی پائین هست دولت پولی کمتر از ارزش واقعی اون پرداخت می کنه که در ادبیات اقتصادی بهش Fire-sale  می گن. دولت شرکت رو می خره و بعدش که اوضاعش دوباره به حالت سابق برگشت اون رو می فروشه و قطعا پولی بیش از قبل کسب می کنه. این یعنی در نهایت به نفع مالیات دهنده ها هم شده. این بدون در نظر گرفتن مزایای احتمالی ناشی از سرایت بحران به بازارها و یا شرکتهای دیگه هست.

شما با استدلالش موافق نیستید؟

دسته‌ها:عمومی

مسافرت بدون نیاز به ویزا

آگوست 29, 2010 3 دیدگاه

گراف زیر برای هر کشور، تعداد کشورهایی رو نشون می ده که مردم اونجا بدون نیاز به ویزا می تونن مسافرت کنند. انگلیسی ها و آلمانی ها در صدر و عراق و افغانستان در قعر این گراف جا دارند. هر کی گفت ایران کجا واقع می شه؟؟ 

پ.ن: گراف از مجله اکونومیست برداشته شده.

دسته‌ها:عمومی

شکست سیاست یک فرزندی؟

آگوست 27, 2010 8 دیدگاه

نموداری که می بینید نرخ زاد و ولد رو در چین نشون می ده. همونجور که می بینید خط قرمز نشون دهنده سالی هست که سیاست یک فرزندی رو شروع کردند. گراف نشون می ده که تا قبل از اون سیاست نرخ زاد و ولد بشدت در حال کاهش بوده و دقیقا از سالی که چنین سیاستی شروع می شه، دیگه روند نزولی ادامه پیدا نمی کنه تا حدود 5 سال و بعدش یه خورده دوباره کم می شه. یعنی سیاست نتیجه عکس داشته؟؟؟؟

پ.ن: عکس مربوطه به مجله اکونومیست هست.

دسته‌ها:عمومی

کنفرانس قیمت گذاری دارایی ها

آگوست 25, 2010 بیان دیدگاه

هر سال ازطرف SIFR که یک موسسه تحقیقات مالی پیوسته با مدرسه اقتصاد استکهلم است یک کنفرانس نسبتا بزرگ  و بسیار عالی با حضور فعالترین محققان برگزار می شه و عنوان و تمرکز اون با توجه به مسائل روز سال مربوطه تعیین می شه. عنوان کنفرانس امسال ASSET ALLOCATION AND PRICING IN THE LIGHT OF THE RECENT FINANCIAL CRISIS  بود. دو روز پیش بخش اصلی کنفرانس بود ولی متاسفانه به نظرم کیفیت اون از سالهای گذشته کمتر بود. در کل دو تا از مقالات برام خیلی جالب بود:

1-     مقاله «راوی بنزل» و یکی از همکارانش راجع به دمای هوا و اثر اون بر بازده انتظاری. دما رو توی مدل ریسک بلند مدت مشهورش وارد کرده و نشون می ده که نرخ رشد و متعاقبا بازده انتظاری رو در بازار بورس تحت تاثیر قرار میده.

2-     مقاله مقاله استیون کاپلن، توبی موسکوویتز و برک سونسوی که واقعا یه مقاله معرکه هست. همیشه این مساله وجود داشته و بخصوص در جریان بحران اخیر خیلی ها اون رو تو بوق و کرنا کردن  که چه اثرات بدی Short selling  بر قیمت ها، واریانس و بازده داره و باید محدودیت هایی براش در نظر گرفت. البته از نظر تئوریک مساله مبهم هست و  مطالعات امپیریکال هم با مشکل تشخیص شوکهای تقاضا از عرضه رو دارند. نویسندگان شانس بهره مندی از یک آزمایش تقریبا کاملا تصادفی رو پیدا می کنند. در واقع ایده مقاله هم از اینجا شروع می شه که  یکی از Money manager ها با یکی از مدیرانش دعوا داشتن سر اینکه باید عرضه سهام قابل قرض دادن رو افزایش بدن یا نه و از قضا استیو از این جریان با خیر می شه و پیشنهاد چنین آزمایشی رو می ده.

آزمایش بنحو بسیار عالی انجام شده در دو فاز و واقعا کار فوق العاده است. نتیجه هم اینه که اگر چه loan fees با افزایش عرضه زیاد می شه، هیچ اثر بدی بر قیمت سهام نداره. همچنین بازده اونها از بازده گروه کنترل بیشتر نشده. همچنین هیچ اثر منفی بر Volatility, Skewness  و ask-bid spread مشاهده نشده.

خیلی کارهای دیگه هم انجام می دن که واقعا ارزش خوندن داره. بنظرم توی فاینانس جای چنین کارهایی واقعا خالی هست و این رویکردی هست که باید امپیریکال کارها باید در راس کار قرار بدن. البته قبول که همه ممکنه دسترسی به چنین آزمایش تصادفی نداشته باشن ولی واقعا اگه همین فرصت رو  در اختیار همه قرار می دادن چند نفر به این تمیزی و دقت آزمایش رو طراحی می کردن و به این زیبایی زوایای مختلف رو مورد بررسی و تحلیل قرار می دادن؟

دسته‌ها:عمومی

بی اعتباری آزمایش های پزشکی – ادامه

آگوست 13, 2010 6 دیدگاه

اونهایی که درسی از آمار خوندن می دونن که چنین مساله هایی با قاعده بیز قابل حل هست. ما می خواهیم «احتمال مریض بودن به شرط اینکه جواب تست مثبت باشد» رو بدست بیاریم. آنچه که به ما داده شده «احتمال اینکه جواب تست مثبت باشد بشرط اینکه ما مریض باشیم» هست.

جواب گزاره دوم اون چیزی هست که به ما داده شده (99 درصد)، در حالیکه ما دنبال جواب گزاره اول هستیم و اگه طبق قاعده بیز مساله رو حل کنید به جواب 50 درصد می رسید.

پس مشخصه که چرا جواب طبق شهود ما نیست. چون شهود ما راجع به یک مساله دیگه داره کار می کنه! ولی همچنان سوال برای من باقی هست که خیلی وقت ها ما به دکتر مراجعه می کنیم و قطعا احتمال خطای کمی هم در تست وجود داره و بنابراین اگه ما مریض تشخیص داده بشیم احتمال اینکه واقعا مریض باشیم تنها 50 درصد هست در حالیکه ما یه تصور دیگه داریم.

آیا همون اشتباه در فهم سوال در مساله ما، در دنیای واقع هم اتفاق می افته؟

دسته‌ها:عمومی

بی اعتباری آزمایشهای پزشکی؟

آگوست 7, 2010 12 دیدگاه

فرض کنید که جامعه پزشکی قادر به تشخیص ایدز با درصد اطمینان 99 درصد هست. به این معنی که تست برای 99 درصد از آدمهای مبتلا به ایدز جواب مثبت می ده و برای 99 درصد از آدمهای سالم جواب منفی می ده. فرض کنید که دکتر هم می دونه که تنها یک درصد از آدمهای جامعه مبتلا به ایدز هستند.

خوب حالا فرض کنید که شما آزمایش می دید و جواب مثبت هست، احتمال اینکه واقعا مبتلا به ایدز باشید چقدره؟؟

یه کم فکر کنید ببینید به چه نتیجه ای می رسید.

یه آدم باهوش ادعا می کنه که احتمالش 50 درصد هست! استدلالش هم رو بشرح زیر در این مثال ساده می یاره:

فرض کنید که جمعیت شهری 10000 نفر هست. می دونیم که 100 نفر مبتلا به ایدز و 9900 نفر سالم هستند. حالا فرض کنید که روی همه آزمایش انجام می شه. محتملترین نتیجه اینه که که از صد نفر مبتلا به ایدز 99 نفر بیمار شناخته می شن و از 9900 نفر سالم نیز 99 نفر بیمار شناخته می شن (چون در هر صورت 1% احتمال خطا وجود داره). حالا اگه به آدمهایی که مریض شناخته شدن نگاه کنید نصفشون واقعا مریضند و نصفشون سالم!!

اگه این استدلال درسته پس چرا ما فکر می کنیم باید جواب 99 درصد باشه و مهمتر از این، یعنی ما تو توهم هستیم که رو تشخیص پزشک ها این همه حساسیت بخرج می دیم؟؟

دسته‌ها:عمومی

فیس بوک

آگوست 6, 2010 7 دیدگاه

یکی از مزایای خیلی خوب فیس بوک این هست که آدم می تونه با چند دقیقه وقت گذاشتن در روز، از موقعیت و وضعیت دوستانش اطلاع کسب کنه. حداقل این برای من یکی از مهمترین کارایی های فیس بوک بوده. ولی متاسفانه با افزایش دوستان هر ساعت که چک کنی می بینی که دهها صفحه پست وجود داره که خونده نشده و این باعث شده که قابلیت پیگیری وجود نداشته باشه و مهمترین کارایی فیس بوک برای من از بین رفته. بنظرم باید یک حد بهینه برای تعداد دوستان وجود داشته باشه. چون وقتی که تعداد خیلی کمی دوست داری و افراد کمی عضو هستند جذابیتی نداره. از طرف دیگه با افزایش خیلی زیاد اینچنین مشکلاتی بوجود می آد.  فکر می کنم فیس بوک اجازه بیشتر از 2000 دوست نمی ده که بنظر می رسه خیلی بیش از اندازه هست.

البته مشکل من با تعداد دوستان نیست. من نمی خوام همه اون چیزایی که پست می شه رو ببینم، فقط بعضی هاشون رو.  مثلا اگه این امکان وجود داشته باشه که تنها بتونی اطلاعات خاصی از افراد (تغییر محل زندگی، تغییر وضعیت ازدواج، تحصیلات و ..) رو دید، خیلی بهتر می شه. اصلا چنین امکانی وجود داره؟؟؟؟

اگه دست آدم برای چنین چیزهایی باز باشه اونوقت بنظرم حد بهینه ای برای دوستان وجود نداره. شما می تونی هر چی که می خوای دوست داشته باشی و از جنبه مثبت قضیه استفاده کرده و جنبه منفی رو فیلتر کنی.

دسته‌ها:عمومی