خانه > عمومی > Bail-out

Bail-out

سپتامبر 25, 2010 بیان دیدگاه Go to comments

یکی از بحث های مخالفان Bailout  اینه که می گن دولت نباید پول مالیاتی که مردم پرداخت کرده اند رو بابت ندانم کاریهای (!) دیگران بهشون پرداخت کنه. فرض کنید که حتی بحث سرایت بحران (Contagion)  هم به جاهای دیگه هم مطرح نیست. حتی در این حالت هم یکی از طرفدارای Bailout می تونه استدلال زیر رو مطرح کنه.

فرض کنید که دولت Bailout رو بصورت خرید سهام اون شرکت انجام می ده. در حالت حدی اون فرض کنید که دولت اون شرکت رو کاملا می خره. از اونجا که قیمت اون در حالت نزدیک به ورشکستگی خیلی پائین هست دولت پولی کمتر از ارزش واقعی اون پرداخت می کنه که در ادبیات اقتصادی بهش Fire-sale  می گن. دولت شرکت رو می خره و بعدش که اوضاعش دوباره به حالت سابق برگشت اون رو می فروشه و قطعا پولی بیش از قبل کسب می کنه. این یعنی در نهایت به نفع مالیات دهنده ها هم شده. این بدون در نظر گرفتن مزایای احتمالی ناشی از سرایت بحران به بازارها و یا شرکتهای دیگه هست.

شما با استدلالش موافق نیستید؟

دسته‌ها:عمومی
  1. مهدی
    سپتامبر 26, 2010 در 12:04 ق.ظ.

    با این استدلال خرید سهام این شرکت ها برای هر شخص یا موسسه خصوصی (داخلی یا خارجی) بهینه است و باید توی بازار به فروش برسه، در صورتی که اینطور نیست. شاید فرض خرید به قیمت واقعی (بازار) درست نباشه، در واقع دولت داره چیزی رو گرونتر از بازار میخره. (البته با فرض امکان ورود سرمایه گذار خارجی و اطلاعات کامل)

  2. سالار
    سپتامبر 26, 2010 در 11:29 ب.ظ.

    این استدلال خنده دار شما کاملا تئوری بازار و کشف قیمت توسظ اون و بازار های کارا و … رو زیر سوال می بره و اگه به این سادگی که شما می گین بود حتما خریداره خصوصی داشت

  3. حمید
    سپتامبر 27, 2010 در 7:15 ب.ظ.

    سالار، اگه زیر سوال بردن تئوری بازار کارا و کشف قیمت تو رو به خنده وا میداره، یا احتمالا مقالات اقتصادی رو نمی خونی یا اینکه خیلی وقتها در حال خندیدن خندیدن هستی. پس اون همه مقاله در حوزه محدودیت های آربیتراژ و mispricing و Animal spirit و .. چی هستند؟

  4. سالار
    سپتامبر 28, 2010 در 11:32 ب.ظ.

    چرا از این مقالات زیاد هست و بعضی هاشون رو هم خوندم ولی هیچ کدوم نتونسته حداقل منو برای زیر سوال بردن بازاری های کارا و … قانع کنه البته این موضوع دیگه ایه که میشه روش بحث کرد.
    اما در رابطه با مثالی که شما عرض کردی حتی اگه محدودیت های آربیتراژ و … رو در مواردی قبول داشته باشیم نمی تونه در همچین سطحی اتفاق بیفته ولی اگه شما ادعا می کنی که می تونه در همچین سطحی هم وجود داشته باشه فکر کنم با توضیح این محدودیت ها و … به یکی از دلایل این بحران مالی برسی.
    به نظر من این استدلال نادرسته اگه شما با من هم نظرنیستی توضیح بده که چرا خریدار بخش خصوصی نداره؟
    در انتها اینو بگم از گفتن استدلال خنده دار هیچ منظوری نداشتم ولی اگه شما برداشت دیگه ای کردی من معذرت می خوام. ولی یک چیز رو درست حدس زدی بیشتر وقت ها در حال خندیدنم.

  5. حمید
    سپتامبر 29, 2010 در 10:59 ب.ظ.

    خیلی سخت نیست که توجیه کنی که چرا خریدار خصوصی نداره. مثلا اگه فرض کنی که شرکت های توی یک صنعت مشابه با هم همبستگی درامدی دارند و اگه یه شوک منفی وارد بشه همه آسیب می بینن، اونموقع براحتی می شه دید که مثلا بعلت کمبود پول کسی نمی تونه بخره. مگه نه؟ ضمنا لازمه بنظرم حجم اون مقدار رو هم نادیده نگیریم، حرف یک یا دو میلیون تومن نیست، فقط دولت یه بار به AIG،صد و هشتاد و دو میلیارد دلار پول می ده.
    البته بهر حال اون استدلال نظر من نیست و من هم در حالت کلی باهاش مخالفم!

  6. سالار
    سپتامبر 30, 2010 در 12:19 ق.ظ.

    شما گفتی پول مالیاتی که مردم پرداخت کردن پس پول وجود داره و هر کجا هم فرصت سود آوری وجود داشته باشه از طرف بخش خصوصی اونقدر پول به اون بخش تزریق میشه تا اون فرصت از بین بره وقتی فرصت سود آوری این چنینی وجود داره مهم نیست تو چه صنعتیه چون نیاز به کار تخصصی در اون صنعت که نیستش فقط نیاز به تزریق پول وجود داره نمی دونم شاید من نمی فهمم ولی اینا دیگه از اصول اولیه اقتصاده اگه منظورت از نیود پول برای خرید همون خشک شدن نقدینگی در دوران رکود اقتصادی هست که فریدمن میگه که این مسئله هم باید با کاهش بهره ی بانک مرکزی حل می شد
    بله در حالت کلی دلایل زیادی میشه در مخالفت با این استدلال آورد ولی ما فقط داریم در رابطه با یکی از اونها بحث می کنیم و حرف من اینه که قیمت یک سهام در همه حالت برابر با ارزش واقعیه اونه

  7. حمید
    سپتامبر 30, 2010 در 9:12 ب.ظ.

    خوب پس احتمالا ایده خوبیه که تو یه پست جداگونه اگه تونستم راجع به اینکه چرا قیمت سهام بعضی وقتها نشون دهنده ارزش واقعی نیست بنویسم. قطعا در دنیای ایده آل بدون هیچ محدودیت باید همونی باشه که تو تصور می کنی.

  8. سالار
    اکتبر 1, 2010 در 12:58 ق.ظ.

    آره ایده ی خوبیه ولی من اگه جای شما بودم از این بعضی وقتها استفاده می کردم تا پول در بیارم واقعا منتظرم پست بعدیت رو بخونم چون اصلا با عقل جور در نمی یاد که چرا صفته باز ها و صندوق های سرمایه گذاری و … باید اجازه بدن قیمت سهام با ارزش واقعیش برابر نباشه

  9. عطيه
    اکتبر 1, 2010 در 3:02 ق.ظ.

    يك چيزي جداي از اينكه چرا خريدار خصوصي نداره به نظر من هم ميرسد: اينكه قيمت واقعي سهام شركت موقع فروش واقعا همان قيمت واقعي هست؟
    شايد كمي بيربط به نظر برسه اما شايد اين تفاوت در قيمتهاي واقعي و اسمي مربوط به سيستمهاي حسابداري هم باشد مثلا. يعني مثلا با يك شيوه حسابداري خاص سهام شركت رو گرانتر از اوني كه هست نشان بدهيم.
    بعد خوب قرار است اين شركت چطوري به اوضاع اولش برگرده؟ با صرف هزينه يا با ردشدن دوران ركود و اينا؟ اگر با صرف هزينه باشه، خوب بايد ديد اين هزينه و درآمد ناشي از فروش شركت چقدر با هم اختلاف دارند تا نتيجه بگيريم كه به نفع ماليات دهنده‌ها هست يا نه؟

  10. جعفر
    اکتبر 2, 2010 در 8:56 ق.ظ.

    سلام يك سئوال داشتم وضعيت مديريت اجرايي مجازي اون ور دنيا چگونه است

  11. حمیدرضا طهماسبی پور
    اکتبر 9, 2010 در 6:25 ب.ظ.

    درود بر شما فرهیخته گرامی.
    خوشحال میشم اگر بتوانیم از مطالب شما در روزنامه اقتصادی جهان صنعت استفاده کنیم …اگر مایل به درج یادداشتهاتون بودید با من تماس داشته باشید تا مراحل همکاری رو با هم هماهنگ کنیم .
    با تشکر

  1. No trackbacks yet.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: