خانه > عمومی > قماربازی

قماربازی

همه می دونیم که درآمد انتظاری قماربازی منفی هست. پس چرا بعضی ها قمار بازی می کنند؟ معمولا دو سری جواب برای چنین سوالی داده می شه. یکی اینکه قماربازها عاقل نیستند و حواسشون نیست چی کار می کنند. دومی هم که معمولا مربوط به سری آدمهایی که یه سری درسهای اقتصاد هم پاس کردن اینه که بعلت تمایل اونها به ریسک و اینکه آدمهای ریسک دوستی هستند، سود برنده شدن رو خیلی بیشتر از ضرر باختن ارزیابی می کنند. مثلا ممکنه یک لاتاری که درآمد انتظاری 10 دلار داره رو به دریافت 15 دلار بصورت نقد و قطعی ترجیح بدن.

بنظر من هیچ کدوم از این دو جواب قابل قبولی نیستند. من فکر می کنم کسانی که می رن لاس وگاس بخاطر ملاحظات مالی نیست که می رن. در واقع من قمار بازی رو بیشتر به مثابه یک سرویس می بینم که قماربازها از اون لذت می برن و قیمتش رو هم می پردازند. بودن در یک هتل مجلل با آدمهایی از یک کلاس ویژه و پوشیدن لباسهای خاص و … هست که منبع کسب مطلوبیت هست.

حداقل یک دلیل ساده هم در حمایت از این استدلال دارم. اگه قماربازی دلیل مالی داشت، بعد از پیدایش اینترنت و اینکه هزینه مشارکت در قماربازی از طریق اینترنت بسیار بسیار بسیار کمتر از قماربازی در لاس وگاس هست، باید همه قمارخونه ها تعطیل می کردن.

داستان استیو لویت راجع به Drug dealers  البته متفاوت ولی یه جورایی شبیه به این هست. توی کتاب Freakonomics می تونید بخونید که چرا با اینکه این گروه وضعیت خیلی بدی دارند (حدود 98 درصدشون اگه اشتباه نکنم) همچنان افراد وارد این حرفه می شن.

و در نهایت یه جورایی هم به رای دادن شبیه هست. خیلی از اقتصاددونا سعی کرده اند که منافع مالی رای دادن رو بیارن وسط و نشون بدن که چرا مردم رای می دن. ولی یکی از مسائل مهمی که مردم رای میدن بدلیل اثرات جانبی حاصل از ملاقات همدیگه و اینکه بقیه هم منو می بینن که رای می دم و نشون دادن … هست. یه تحقیق هم هست که نشون می ده وقتی بصورت تصادفی رای دادن پستی به یک گروه ارائه شد که می تونستند رایشون رو پست کنند و نیازی به حضور در محل نبود، درصد مشارکت کمتر شد!

پ.ن: صحبت های یکی از اساتید هاوارد که هفته پیش اینجا بود منو به یاد این انداخت که چنین پستی بنویسم.

دسته‌ها:عمومی
  1. محمد
    اکتبر 11, 2010 در 2:53 ب.ظ.

    ميشه بگي گزاره زير با استدلال تو بهتر توضيح داده ميشه يا با استدلال اقتصاد پاس كرده‌ها:
    من دوست دارم قمار بازي كنم. ولي چون كلاً آدم محافظه‌كاري هستم، حساب كتاب مي‌كنم و مي‌بينم به احتمال زياد بازنده ميشم و نميرم سراغش. ولي دوستم چون اساساً آدم ريسك پذيريه، با اينكه مي‌دونه احتمال بازنده شدنش بيشتر از برنده شدنه، ميره سراغش.
    فرض كن هر دومون هم به يك اندازه پول داريم و اينطور نيست كه من توانايي پرداخت قيمت اين سرويس (قماربازي) رو نداشته باشم.

  2. حمید
    اکتبر 11, 2010 در 3:08 ب.ظ.

    یه جورایی با هیچکدوم جور در نمی آد. در واقع من توی متن نوشتم که اقتصاد خونده ها استدلال در مورد ریسک می کنند ولی معمولا اقتصاددون ها (نه اقتصاد خونده ها) براشون خیلی سخته که فرض ریسک دوست بودن رو در مورد آدمها بکار ببرند. پس سعی می کنند با روشهای مختلف مربوط به احتمالات و یا اینکه قبل از رفتن اونها یه استراتژی دارند که معقول هست ولی بنا به دلایلی وقتی بازی رو شروع می کنند به اون پایبند نمی مونن و ..
    ببین مساله هم اینه که اونها بنظر ریسک دوست می یان ولی در واقع یه چیز دیگه پشت اون ماجرا هست که اونها چنین تصمیمی می گیرند و چون ما از اون انگیزه اطلاع نداریم به ریسک دوست بودن مربوطش می کنیم.

  3. اکتبر 13, 2010 در 8:12 ق.ظ.

    سلام
    دوست عزیز ممنون از مطالبتان
    اینجانب محمد هاشم صفار یکی از دانش آموختگان اقتصاد هستم و وبلاگی را به نام بارش جهت موضوعات اقتصادی و اجتماعی راه اندازی کرده ام ممنون خواهم شد چنانچه نقطه نظر شما را در این رابطه داشته باشم آدرس وبلاگ
    http://www.hsaffar.blogfa.com

  4. نوامبر 6, 2010 در 2:24 ق.ظ.

    Please visit my site, site1, site 2, site 3, site 4, site 5.

    Regards

  5. طاهر
    نوامبر 6, 2010 در 1:18 ب.ظ.

    عالی بود

  6. روح الله
    دسامبر 13, 2010 در 11:19 ب.ظ.

    سلام
    آقا شما که امتحان نداری و ریسرچم اتفاقا اوقات فراغتش کم نیست پس بنویس بردار
    از آخرین پستت مدت مدیدی است میگذرد

  7. سپتامبر 25, 2012 در 7:35 ق.ظ.

    ربط ما چیست؟ – آیا اساتید دانشگاهی و کارشناسان ما در حل مشکل کاهش صدمات زلزله کم کار و سهل انگاراند؟ (مورد زلزله در ایران)
    با تشکر از نظرات و کامنتهای خوبی که دوستان و خوانندگان درج کرده اند … اجازه بدید که خلاصه ای از یکی از نظرات رایج را برایتان بازگو کنم. بسیاری از هموطنان عزیز (در عین لطف داشتن و تائید مقاله های تقدیم شده در مورد زلزله) نظرهائی شبیه به این (که راستش من رو کلافه کرده) دارند که، » در ایران باید کار اساسی در زمینه بافت های فرسوده با یک برنامه ریزی اساسی زیر نظر نهادهای بین المللی و با بودجه ملی انجام بشه تا از فاجعه های آتی پیشگیری بشه.» یعنی، همه منتظر برنامه ریزی اساسی و دولتی و حتی نهادهای بین المللی بنشینیم که مسئولیت حل مشکلات ما و به انجام رساندن صحیح کارهای ما را قبول کنند … ای بابا… جریان چیه؟ … پس مسئولیت فردی ما چی شد؟ (… لطفا بقیه ی مقاله و شماره های دیگر را در بلاگفا بخوانید.)
    http://soheylashakerine.blogfa.com/
    ممنون میشم اگر این مقاله را برای 5 نفر دیگر بفرستید و بلاگفای من را در سایتتون لینک کنید.

  1. No trackbacks yet.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: